عید واژه ی زیبایی هست که تازه به معنی آن رسیده ام نو بودن .طراوت .آرامش و آسودگی خاطر را تداعی می کند .هفت سین آن با سبزه و سبزی خود شیپور زندگی و زنده بودن را به گوش خلایق به صدا در می آورد ... نسبت به این عید زیبا بی تفاوت بودم برایم رنگ و رویی نداشت مخصوصا آن قسم که با دید و باز دید زیاد همراه بود تا اینکه این دوست عزیزم (عید) از دستم به خاطر این ناسپاسی خسته شده بود و تو دهنی محکمی به من زد که اشکم در اومد .... سال گذشته از دقایق ابتدایی ... تا پایان سال اشک از دست دادن عزیزانی را در دیدگانم گذاشت اما تجربه تلخ و خوبی بود امسال به استقبالش رفتم هرجای خونه را که خالی دیدم پر از گل کردم و سین شادی را در سفره ام پهن نمودم البته امسال به دلیل داشتن مهمان. کمتر به دید و بازدید رفتم و سعی ام بر این بود که تنور زندگی ام را با پختن غذای محبت برای عزیزانم روشن و گرم نگه داشته باشم و حال می گویم : قدر تو را می دانم بر سجاده ام می نشینم می گذارم دو رکعت نماز عشق بر خدایم بر دیدگان منتظر بر تو دریای نیلگون تا بگیری آروم بر تو کوهسار تا بمانی استوار بر خودم بر شش صیغه ی ماضی عشق می گذارم دو رکعت نماز عشق... ۲ بامداد/بهار ۸۷/مریم خاوری نژاد یا حق میلاد با سعادت پیامبر اکرم (ص) بر همه ی شما دوستداران خاندان اهل بیت مبارک باد انتخاب عکس این سری با یگانه دختر بود
![]()
+ دلنوشته هایی دردوشنبه پنجم فروردین 1387زیر آبی ترین آُسمان خدا 20:54 توسط مامان مریم |
| ||||||