ای آسمان آبی می خوانمت ترا با ریزش باران با برف فراوان باتندر غران باباد گریزان با شبتم زرفام ای آرامش دل ای صدای همدل ای زمین سر سبز می پویم ترا باروحی آرام سرمست و دلارام ای وجود هستی مامن تو هستی جانم به فدایت با لطف نگاهت این راحله را دست گیر بانور هدایت گیرم که شدم کور گشتم ز تو من دور گیرم که من خاطی صادق برگشته زجهل از سر کویت بنگر بنما برمن با هاله ی رخشان همواره توراجویم ای قادرمنان
+ دلنوشته هایی درجمعه نهم شهریور 1386زیر آبی ترین آُسمان خدا 20:41 توسط مامان مریم |
| ||||||