تبليغاتX
تولد زندگی - تک درخت گردو

تولد زندگی

ستاره ی بخت من تو آسمون نشسته/همه ش نگاه می کنه اما چشاشو بسته

 

هر روزچندساعتی رادرشهری غیرشهرم بسرمی برم البته جاده اش کمی خطری هست .صبح رفتن با خودم برگشت باخدا.  اسم این منطقه را گذاشتم سبزگاه چون
درختان سرسبزوجنگلهای انبوه همه جارااحاطه کرده رنگی جزرنگ سبزومشتقات آن
نمی بینم . دوست بسیار خوبی دارم که محرم اسرارم هست دیگه غصه ی این روندارم درمورد دوستی اش شک کنم وبررسی کنم لیاقت مصاحبت بامن را داردیانه . بهم نارونمیزنه ازهرنظرکامل هست دراتاقم رابازمی کنم باسلام و
صبح بخیر می آیدبه استقبالم . چهره شادوسرسبزش منواسیرخودش کرده که بدون اون یه لحظه آروم وقرار ندارم ونمی توانم کارکنم .
درختان کرات ممرز افرا دست به دست هم دادن ودوردوستم راگرفتند این صحنه ها
منو یاد کوچکی هام می اندازه وبازی عموزنجیرباف . خیلی بی ریاوباصداقت
وبدون تکلف بودن راازآنها یادگرفتم دوربرساعت 11 گنجشکهاهمگاهی خلوت منو
می شکنند. دیروزدیدم بازبون بی زبونی صدام می کنه وازم می پرسه چندروزی
توراغم زده
در محیط کارت می بینم دم اردوستی می زنی ولی کنار پنجره نمی آئی حتی نگاهم
کنی .
بهش گفتم درمحفل خود راه مده همچو منی را  افسرده دل افسرده کن انجمنی را
چرا خلوتم را بهم می زنی
و با وزش ملایمی بهم فهماند که سراپاآماده شنیدنم . آره در یک غروب ماه مبارک رمضان نزدیک بود برایم نامبارک گردد برای همیشه .

عزیزترین می خواست منوتنها بذاره بره پیش خدا بهش گفتم خدا که تنها نیست اون دوستان زیادی داره خودش ترا بهم دادکه ازتنهائی دربیام .

وای بار دیگرداشتم طعم تنهائی رااحساس می کردم که اشک خدارا دیدم انگار دلش به حالم سوخت و تورابه من برگرداند.

دوستم اون نمی تونه به عهدوپیمانی که درسه سالگی بامن بست وفادارباشه .

بخاطرهمین ترا انتخاب کردم چون درچهارفصل خداهمیشه محکم وبااستقامت هستی

چکار کنم مثل توباشم بهم بگو درخت گردوی زیبای من.

برام جالب است حتی گردو میوه ات سرسختی و استقامت را ازتو به ارث بردند اما

من چی .

وزیدی برمن

نرم وآرام

همانند پرواز چکاوک

تک درخت تنهائی

تومائی درزیر

سایه ات خفته اندچه راحت

در بلندای شاخه هایت

لانه می کنند  پرستوهای غربت

می وزی همانند نسیم صبحگاهی درفجر

برگهای نرمینه ات

رقصان رقصان

پایکوبی می کنند

حتی ابرها هم

تاب دوری تراندارند

ازدور دورای کوه ترز

همانندعروسی باتور

دیبا دربالای سرت

نقش می بندند

زنگوله های بی صدا

روی شاخه ات بابی

وزنی تاب وسرسره های

کودکانه را سر می دهند

 می شنوم صوت برگهای

بی صدایت را

در خستگی بی انتهای رهگذری

تو آنقدرباشکوهی

که حتی بره های ییلاقی

درهنگام عبوراز

تو دل نمی کنند

تودیدنی هستی

دیدنی ترازهرهستی

تک درخت گردوی من

 

 

+ دلنوشته هایی دریکشنبه بیست و نهم مهر 1386زیر آبی ترین آُسمان خدا 22:45 توسط مامان مریم |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

الهی عشق تویی هستی تویی جانم فدایت
که نامت بر لوح قلبم نوشته بی نهایت

خوشا نامی که آغازش تو باشی
خوشا دردی که درمانش تو باشی


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

فروردین 1387

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386



پیوندها

دخترم الناز
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin